مسلم بن عقیل و ابو همزه
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/28 | ساعت: 20:16
مسلم بن عقیل و ابو همزه شوکه شدم الان که با ۱۹ درصد شارژ اومدم فقط وبلاگمو ببینم ولی اصلا فکر نمیکردم رمزها رو یادم باشه و بخاطر تولد سبای با سین اومدم و بهش تبریک میگم میدونم که اون خردادی بود ...مریم هم خردادی بود ...وبلاگ فقط اسم وبلاک مهم بود و هیچ کس دنبال جنسیت واقعی طرف مقابل نبود چون اصلا نم...
یاد باد آن روزگاران یاد باد
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/14 | ساعت: 19:26
بعد از سالها اومدم تا بعد از طهر جمعه رو با نوشتن اینجا از سر بگذرونم ....ایام سختی رو میگذرونم و اینکه آخر داستان من چی بشه فقط خدا میدونه و بس!راضی ام به هر چیزی ک مقدر کرده ....ولی سخته ...سخته هر مسیری ک بخام برم ........ولی توکل بخدا ..جونش باشه ادامه میدم نباشه هم سعی کردم .... Adblock test (W...
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم / طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/9 | ساعت: 16:55
.......................... خستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ام ک منم ک . . . . . . . . . . . . پسری خیر ندیدهَ م که دگر شک دارم بعد از این هم به دعاهای پدر شک دارم می پرم ،دلهره کافیست خدایا تو ببخش ... خودکشی دست خودم نیست، خدایا تو ببخش. ....
تولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمه انگار ،،،،،،،،،
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/19 | ساعت: 21:32
من به دنیا آمدم، دنیا نمی آید به من فرق دارد فعلِ آورده شدن با آمدن....... ای یار دور دست که دل می بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز Adblock test (Why?)
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم / طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/2 | ساعت: 12:37
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
گاهی مرگ شوخی می کند نقاب می زند ، می شود دلتنگی..
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/21 | ساعت: 9:17
یکی بیایدمرا از اینتنهایی در بیاورد ... فقط ترجیحاًآن یک نفرتو باشی ...
مردها بغض میکنن بعد الکی لبخند میزن بعد تو جیبشون دنبال فندک میگردن
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/22 | ساعت: 6:09
نشانی ام عوض نشدههنوز در همین خانه ام…!فقط دیگر…زندگی نمی کنم !
زنده ام با آرزوی مرگ، زیرا گفته ای مرگ را از آرزوی زنده بودن سیر کن!
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
خدایا!!! این سرنوشتی که برایم تجویز کردی؛ عوارضش زیاد است! سینه ام می سوزد... چشمانم خیس می شود... نفسم تنگ می شود... گلویم میگیرد... دوباره میام پیشت... برایم سرنوشتی از جنس آسمان بنویس...نه زمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!!!
گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی گفتم نفس همین است،گفتا سخن همان است
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!! ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!! ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ...
پرسه زدن درخیالت،زیباترین نیازمن است... هوایم باش،تانفسم نگیرد..
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده ایقول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشیمن به بد قولی چشمان تو عادت کردمبه همین بودنت از دور قناعت کردمترسم این است بیایی و صدایم نکنیکوهی از درد ببینی و دعایم نکنیترسم این است صدایم به صدایت نرسدبدوم با سر و سر باز...
خدایا چند بار بمیرم رضایت میدی !!!
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
حڪـــــــــــــــــــــایت من…حڪایت ڪسی بود ڪه عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…حڪایت ڪسی بود ڪه زجر ڪشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…گریه ڪرد اما اشڪ نریخـــــــــــــــــت…حڪایت من ...
خاطرات مثل یه تیغ کند میمونه یه دفعه نمیبره تا راحت شی زجر کشت میکنه . . .!!
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
نمی دانم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن به هر حال فراموش میکنم فراموش شدنم را
خدا حافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی ...............
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
رفتنت خِیری اگر داشت برایم ،این بود که غَمَت باعِث شاعِر شُدَنم گردیده بعد ها یادِ من اینگونه به خاطِر آید عاشِقی کز پِیِ معشوق سِتمها دیده
سیگــ ـــاری برایم آتش بزن... میان لبهایــ ــم بگذار... دور شو پر از باروتــ ــم
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاحسرت ها را می شمارمو باختن هاوصدای شکستن را... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردموکدام خواهش را نشنیدموبه کدام دلتنگی خندیدمکه چنین دلتنگــــــــــــــــمای خداااااااااااااااااااااااااااااااصدامو میشنوی؟؟؟؟؟؟؟؟ خدااااااااااااااااااااااااا...
نای فریادی نیست تمام زندگیم دردمیکند.....
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
خدایـــا دستهایـــم را زده ام زیـــر چانـــه ام....مـــات و مبهـــوت نـــگاهت میـــکنم...طلبـــکار نیســـتم....فقـــط مشتـــاقم بـــدانم....ته قصـــه بـــا مـــن چـــه میکـــنی....
ما قـُــوّت پرواز نــداریم، وگــــرنه عمریست که صیاد شکسته ست قفس را
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:29
همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ندارم سال ها می روم چون ابر سرگردان به روی کوه و دشت می روم تنها شوم شاید ببارم سال ها کو زمین بایری تا مرهم دردم شود من که از داغ دل خود، سوگوارم سال ها بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها خسته ام، این مرگ...
چیزی نیست ! که مرا سر شوق بیاورد ، جز تو ، که تو هم نیستی...
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:28
اگـرهنوز هـــمبرگی از عشـــق ،مانده برشاخه های خاطِرَتبا "مِهـــر" بیا...!! $